دزدی توسط کودکان، چه باید کرد؟

مقدمه:

یکی از اختلالات رفتاری رایج در میان کودکان دزدی است که به شکلهای مختلف می تواند بروز کند. البته توجه داریم که تا قبل از سه سالگی به علت اینکه کودک معنای مالکیت را نمی داند، دزدی برایش معنایی ندارد، ولی پس از آن برداشتن اموال دیگران، بدون اجازه، دزدی محسوب می شود. برداشتن و پنهان کردن اشیا و لوازم دیگران و داشتن اشیا حتی درصورت عدم نیاز به آنها، سعی در خودنمایی به شکل های گوناگون، اعتراض و سرکشی پنهان سازی کار اعمال خلاف خود تهدید و خشونت از علائم و نشانه های رایج دزدی در کودکان می‌باشند.

عوامل زیر به عنوان زمینه‌ساز دزدی توسط کودکان مطرح هستند:

  • ناآگاهی و عدم رسیدن به پختگی فکری
  • عدم برآورده ساختن نیازهای کودک
  • دزدی گاه و سیله ای است برای ابراز وجود و بزرگ نشان دادن خود
  • عوامل استرس زای کودک مانند جدایی از مادر اختلافات والدین و غیره
  • تقلید و الگوگیری از اعمال والدین یا اطرافیان خصوصی هم سن و سال ها
  • جبران احساس حقارت و جلب توجه دیگران
  • ترس از فقر و محیط ناآرام خانگی
  • آزادی بیش از حد کودک
  • بی توجهی والدین به رفتار کودک و عدم کنترل
  • تبعیض قائل شدن بین فرزندان توسط والدین
  • گرفتاری و اشتغال والدین و عدم نظارت کافی و تربیت کودک

راهکارهایی که والدین می توانند برای رفع اختلال رفتاری دزدی توسط کودکان انجام دهند، عبارتند از:

  • یافتن علت‌ها و انگیزه‌های دزدی در کودک
  • رفع به موقع نیازهای مادی کودک مثلاً دادن پول توجیبی کافی به کودک
  • تامین نمودن نیازهای عاطفی مثلاً گاهی کودک برای بیان احساس دشمنی نسبت به مربی یا والدین دزدی می کند
  • افزایش احترام و عزت نفس در کودک
  • دور نگه داشتن وسایل و اشیایی که کودک را به دزدی تشویق می‌کند
  • رازداری و مطرح نکردن مشکل کودک با دیگران
  • سرگرم کردن و ایجاد مشغولیت های مورد علاقه
  • ایجاد فرصت هایی جهت تخلیه هیجانات  در کودک و شرکت در فعالیت هایی نظیر کارهای مدرسه بازی هنر ورزش و غیره
  • آموزش مفهوم مالکیت به کودک
  • برقراری رابطه صمیمانه با کودک و پاسخ به درخواست هایش
  • تشویق رفتارهای صادقانه کودک
  • حفظ خونسردی و آرامش در برابر رفتار کودک و عدم قطع رابطه با او
  • توضیح پیامدهای رفتار کودک توسط والدین

خلاصه و نتیجه گیری:

دزدی عبارت است از برداشتن و پنهان کردن اشیاء و اجناس دیگران بدون اجازه، انکار و پنهان این عمل . عوامل پدیدآورنده آن بسیار گسترده است. عدم برخورداری از توجه و محبت کافی کودک، عدم وجود احساس امنیت و اتحاد در خانواده، رفتار خشن و اعمال سختگیرانه نسبت به او، گاهی عدم دسترسی آسان او به امکانات و لوازم رفاهی متناسب با سنش. الگوگیری های نامناسب از داخل خانواده یا محیط بیرون خانواده، عدم نظارت منطقی بر کارکرد کودک، گاهی حس انتقام و حسادت کودک نسبت به والدین یا برادران و خواهرانش، احساس تنهایی، جلب توجه، گاهی ریاست کردن و قوی نشان دادن کودک به دیگران با گرایش به دزدی ریشه های مختلف این رفتار است. آنچه والدین در این موقع باید به آن توجه داشته باشند نقش اساسی را در کاهش این روند بازی می کند. والدین باید رفتار مثبت کودک را تشویق کنند، رفتار او را به صورت غیر مستقیم زیر نظر داشته باشند. برایش وقت بگذارند او را به کارهای مورد علاقه تشویق و سرگرم نمایند و محیطی امن و ارتباط عاطفی قوی با او ایجاد کنند. تأمین نیازهای مالی او، قطع نکردن رابطه خود با کودک، و این که معنا و مفهوم مالکیت را برایش توضیح دهند و برایش مشخص کنند که چه چیزی متعلق به اوست و برای برداشتن وسایل باید از دیگران اجازه گرفت. این رفتارهای مناسب والدین می تواند گامی مؤثر در بهبود این رفتار نامناسب شود.

مرجع:

  • پرسش و پاسخ در مورد اختلالات رفتاری کودکان،
  • نویسندگان: ناهیده امیر ناصری، غزاله باقریان، مرجان بیات، آزاده رجب نژاد، لیلا کریمی فرشی، سعیده سادات هراتی،
  • انتشارات: جهان ادیب و سیناطب

شما هم می توانید تجربیات مثبت و منفی خود را درباره ی این مشکل با دیگر خانواده ها در پایین همین صفحه به اشتراک بگذارید. برای پیگیری تازه های ویکی بیبی هم در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید.

 

دروغگویی

یکی از نتایج مهم تربیت جلوگیری از دروغگویی کودکان است. این مسئله در اغلب خانواده ها مطرح است و والدین نه در دوران خردسالی کودک بلکه از حدود سن تمیز از آن شدیدا رنج می برد. پایه گذاری این خوی و عادت ناپسند از همان دوران کودکی است. در روزهای اول که بنا به علل اجتماعی و احیانا غریزی طفل دروغ می گوید و راه حیله در پیش می گیرد، والدین با خنده و شعف از او استقبال می کنند غافل از اینکه همین امر موجب رشد و پرورش این حالت نا به هنجار می گردد.

تعریف دروغ: 

دروغ بیان سخن و مطلبی است که مطابق با واقعیت و حقیقت نیست. معمولا آن کسی که دروغ می گوید آگاهانه به تعریف حقیقت می پردازد و امری را تأیید می کند که وجود خارجی ندارد. البته بسیاری از کودکان خردسال و آن ها که در مرز سن تمیز هستند گاهی بین تخیل و واقعیت فرقی نمی گذارند و سخنی می گویند که به نظر ما دروغ است. معمولا هدف از دروغ گمراه کردن طرف مقابل و یا مشتبه کردن امری بر دیگری است تا در سایه آن به هدف و مقصدی که مورد نظر است برسد. آن کس که دروغ می گوید معمولا قصد دارد بر اثر آن به اغفال و فریب دیگران بپردازد و آن ها را گول بزند، آن چنان که واقعیت ها را در نیایند و دست او را تا رسیدن به مقصد باز گذارند.

دروغ نشانه چیست؟

دروغ چه در کودکی و چه در بزرگسالی حاکی از وجود اغتشاش و ناامنی در درون فرد است و نشان می دهد که فرد در وضعی نامطمئن و ناایمن قرار دارد، شخصیت و موقعیت او در خطر است و تنها از راه دروغ می تواند خود را رهایی بخشد.

عوامل و انگیزه های دروغگویی:

۱- ترس از مجازات                   ۶- احساس فشار

۲- ضعف و عجز                       ۷- حسادت و رقابت

۳- جلب نظرها                        ۸- کسب منافع

۴- خودنمایی و غرور                 ۹- پوشاندن لغزش ها

۵- آرزو و امید                          ۱۰- انتقام گیری

در راه تربیت درست کودکان، والدین با آگاهی از علل دروغگویی می توانند آن را برطرف کنند. یعنی وقتی کودکان احساس امنیت کنند و این در صورتی حاصل می شود که ارتباط بین کودک و والد ارتباط سازنده و مفیدی باشد و کودک احساس فشار نکند. همچنین برای جلب توجه دروغ نگوید چون در مواقع درست و به جا توجه را از والدین می گیرد. پس با یک شیوه صحیح فرزند پروری می توان کودک را راستگو تربیت کرد.

وقتی که کودکی دروغ می گوید چگونه باید با او برخورد کرد؟

وقتی که کودکی دروغ می گوید اولین کار این است که موقعیت را در نظر بگیرید و علت دروغ گفتن فرزندتان را بیابید. دلایل دروغ گفتن متفاوت است. کودکان گاها برای اجتناب از مجازات دروغ می گویند، بایستی منطقی باشید و آرام صحبت کنید، در مورد مسائل علت را بپرسید و به او بگویید که نیازی نیست که بترسد، بهتر است هرجا که اشتباهی رخ داده یا انتخاب های نادرست داشته است در موردش به درستی صحبت کنید تا بتوانید کمکش کنید و هیچ وقت به خاطر اشتباهات کودکتان او را تنبیه نکنید بلکه او را راهنمایی کنید و پیامدهای رفتار را برایش توضیح دهید، چون سرزنش کردن و یا تنبیه کردن باعث می شود که کودکان دروغگو بمانند. کودکی که دروغ می گوید، به دلایل متفاوتی دست به این کار می زند. به چند دلیل مهم در ذیل اشاره شده است:

۱- جلب توجه:

گاهی به دلایلی کودک احساس می کند پدر و مادرش به اندازه کافی او را دوست ندارند به این ترتیب او دروغ می گوید تا توجه پدر و مادر را به خود جلب کند.

۲- نیاز به حرف زدن:

گاهی کودک یک موضوع را به حدی طول و تفصیل می دهد که پدر و مادر متوجه می شوند او دروغ می گوید. در چنین مواقعی باید با کودک در مورد تخیلات ذهنی اش حرف زد و از او خواست تا تخیلاتش را نقاشی کند. مهم است که کودک مرز بین واقعیت و تخیلاتش و تظاهرها را بشناسد.

۳- کمک گرفتن از بازی:

از راه بازی با کودک می توان اهمیت راستگویی را به کودک فهماند و نتایج حاصل از دروغگویی را به او نشان داد. هنگام بازی به کودک القا کنید که دروغگویی چطور روابط دوستانه و صمیمانه را به هم می زند و چطور موجب می شود تا دیگران شخص دروغگو را دوست نداشته باشند. در قالب بازی و نمایش، بچه ها بهتر به ارزش راستگویی پی می برند.

۴- تأمین امنیت و آرامش:

کودک باید احساس امنیت و آرامش داشته باشد. به طور معمول کودکان به خاطر ترس از تنبیه شدن به دروغگویی پناه می برند. اشتباهاتی را که کودک مرتکب می شود با گذشت و مهربانی ببخشید. وقتی کودک در خانه احساس راحتی کند و مطمئن شود که هنوز بخشی از خانواده است و با وجود اشتباهاتش او را دوست دارند، هرگز دروغ نمی گوید.

۵- انتظارات منطقی:

دروغ های کودکان، اغلب ناشی از فشارها و انتظارات بی مورد والدین است. از یک کودک چهار، پنج ساله انتظار نداشته باشید مثل یک نوجوان دوازده سیزده ساله رفتار کند. او هنوز خیلی چیزها را نمی داند و در ضمن بسیار کنجکاو است. بی شک انتظارات سختگیرانه والدین کودک را به سمت دروغگویی سوق می دهد.

۶- اطمینان از سلامت روان:

اگر در کودک خود علائم بیماری اوتیسم را می بینید، حتما او را نزد درمانگر ببرید. در ضمن به یاد داشته باشید بچه های مبتلا به اوتیسم دروغ های احمقانه می گویند، سعی کنید با آن ها رفتار طبیعی داشته باشید چون آن ها نمی دانند چرا دروغ می گویند. اگر فرزندتان مشکلی ندارد و نمی توانید از پس دروغ های او بربیایید حتما از یک مشاور کودک کمک بگیرید.

۷- دقت در حرف زدن:

خودتان به عنوان پدر و مادر الگویی برای راستگویی باشید. تا آنجا که ممکن است در حضور بچه ها دروغی به زبان نیاورید. اگر قولی را به کودک می دهید حتما به آن عمل کنید. بچه ها اول از والدین خود صفات خوب و بد را می آموزند.

منبع: پرسش و پاسخ در مورد اختلالات رفتاری کودکان،

نویسندگان: ناهیده امیر ناصری، غزاله باقریان، مرجان بیات، آزاده رجب نژاد، لیلا کریمی فرشی، سعیده سادات هراتی،

انتشارات: جهان ادیب و سیناطب

 

افسردگی (مشکلات مربوط به خلق و خو)

مقدمه

امروز هم با یک ویدئوی آموزشی دیگر درباره افسردگی در خدمت شما هستیم. نکاتی که در مقدمه باید یادآور شویم، عبارتند از:

  • اولا باید تفاوتی قائل بشویم بین احساس افسردگی و اختلال بیمارگونه افسردگی. آنچه که ما در این مقاله درباره آن صحبت می کنیم اختلال بیمارگونه افسردگی می باشد.
  • دومین نکته هم این است که آنچنان که کسی که دچار یک بیماری فیزیکی شده است، خودش نمی‌تواند به خودش کمک کند و نیازمند به کمک حرفه ای از سوی یک شخص متخصص است، شخص مبتلا به بیماری افسردگی هم به همین ترتیب نیازمند کمک خارجی و تخصصی می باشد. بنابراین اگر کسی را در میان اطرافیان تان می شناسید که بیماری افسردگی دارد، به او دریافتن کمک حرفه ای کمک کنید.

افسردگی چیست؟

افسردگی عبارت است از احساس درماندگی و به بن بست رسیدن؛ گاهی این اختلال علائم جسمانی دارد و گاهی علائم روانی؛ در بسیاری از موارد نیز علائم جسمانی و روانی همزمان دیده می شود. افسردگی یک بیماری است که علت های آن می تواند ژنتیکی، روانشناختی، زیستس یا محیطی باشد؛

افسردگی کودکان

هر یک از عوامل ذکر شده در بالا می تواند، هم برای کودکان و هم برای بزرگسالان به بروز افسردگی بینجامد.

کودک افسرده فاقد انرژی لازم است و احساس خستگی می کند. از لحاظ ظاهر نیز رنگی پریده دارد. تمرکز حواس او پایین می آید؛ چنانچه قادر به توجه کردن و تمرکز داشتن نیست و خود را فردی بی ارزش و بی کفایت احساس می کند. افکار مربوط به مرگ هم در او بروز می کند. فکر خودکشی (البته بدون طرح و نقشه معین) نیز در بعضی کودکان افسرده دیده می شود. کودکان افسرده به لحاظ پایین سطح توجه تمرکز، اغلب قادر به درس خواندن نیستند. یادگیری آن ها کند می شود و علاقه ای به درس و مدرسه نشان نمی دهند. افت تحصیلی برای آن ها پیش می آید و حتی برخی از آنان، پس از چند روز تعطیلی، به مدرسه رفتن، ابراز بی علاقگی می کنند. به تدریج این فقدان تمایل، به ترس از مدرسه تبدیل می شود. سردرد، دل درد، سرگیجه و حالت تهوع از دیگر نشانه های جسمانی افسردگی است.

از علائم رفتاری نیز می توان به این موارد اشاره کرد:

کودکان افسرده معمولا دروغ می گویند، گاهی دزدی می کنند و بعضا تمایل به کار خلاف دارند.

در ادامه ویدئویی در این باره می بینیم:



شما هم می توانید تجربیات مثبت خود را درباره ی تشخیص به موقع بیماری افسردگی و درمان موفقیت آمیز آن در پایین همین صفحه با دیگر خانواده ها  به اشتراک بگذارید در شبکه های اجتماعی هم همراه ویکی بی بی باشید.

ترس از پزشک

تقویت اعتماد و اطمینان آری، ترس و اضطراب نه!

برخی از والدین شبح ترسناکی از (دکتر) در ذهن کودک به وجود می آورند و با کوچکترین خطایی، کودک را تهدید به آمپول زدن و بردن نزد پزشک می کنند، آیا آنان هیچگاه به عاقبت پدید آوردن چنین تصوراتی در ذهن کودکشان اندیشیده اند و نیز اینکه بالاخره روزی همین کودک نیاز به معاینه و تزریق آمپول پیدا خواهد کرد؟ که در اینصورت روشن است کودک با توهماتی که از قبل دارد، چه عکس العملی نشان می دهد. یا از ترس و وحشت شروع به لرزیدن می کند و یا با گریه و فریادهای متوالی از والدینش استمداد می طلبد و از آنان می خواهد که هر چه زودتر او را از دست دکتر، این موجود ترسناک! رهایی بخشند. دکتر (فرانتس پیتر من) استاد دانشگاه (بن) و روانشناس معروف آلمانی که مطالعات و تحقیقاتی را در مورد رفتار کودکان ۴ تا ۱۲ ساله انجام داده، معتقد است:

رفتار و عکس العملی که کودکان در هنگام برخورد با پزشک از خود نشان می دهند، مشابه رفتار بزرگسالان در موقعیت مشابه است. ما نیز وقتی وارد مطب پزشک می شویم، دچار نوعی احساس خاص و حتی ناخوشایند ناشی از این، می شویم که پزشک ما را معاینه می کند و در مورد سلامت و یا عدم سلامت ما، به قضاوت می پردازد. قدر مسلم آن است که افراد بالغ خیلی زود با توجه به اینکه، به این امر واقف هستند که پزشک هرکاری بکند، فقط در جهت تأمین و تضمین سلامتی آنان است، بر این احساسات خود فایق می آیند. اما در مورد کودکان این طور نیست، آنان بدگمانند و به سادگی دچار سوءظن می شوند. کودک اگر بدون آگاهی قبلی وارد مطب دکتر شود، همه چیز به نظرش عجیب و حتی تهدید آمیز است.

ابزاری که پزشک جهت معاینه به کار می برد، تحت معاینه و حرکات دکتر، همه برایش ناآشناست و در او احساس ترس و اضطراب ایجاد می کند. تنها والدین نیستند که با رفتار خود می توانند در رفع این احساسات منفی در کودک نقش مؤثری داشته باشند، پزشک نیز اگر رفتاری ملایم و مهربان داشته باشد و برای مثال توضیحات مختصری به زبان ساده در مورد ابزاری که در دست می گیرد به کودک بدهد، نگاه هایی متمرکز و پدرانه به چشم های کودک بیندازد و او را مخاطب اصلی خود قلمداد کند، می تواند سهم به سزایی در رفع نگرانی های کودک و ایجاد رابطه ای دوستانه با او داشته باشد.

والدین نیز بایستی قبل از ورود به مطب پزشک، توضیحاتی در مورد آنچه که در مطب انتظار می رود، به کودک بدهند از قبیل: بالا زدن لباس توسط پزشک، گوشی گذاشتن بر روی قفسه سینه و پشت و اینکه دکتر از او می خواهد دهانش را باز کند و زبانش را نشان بدهد و معایناتی که به عمل خواهد آورد و حتی ابزار و وسایلی که برای معاینه به کار خواهد برد.

مسأله دیگری که می تواند به نحوی سبب شدت یافتن اضطراب در کودک شود، نوع برخورد و رفتاری است که والدین او به هنگام ورود به مطب از خود نشان می دهند. این نکته را همیشه به یاد داشته باشید که کودکان همه چیز را از نوع حالات چهره و رفتار والدین خود در می یابند و نگرانی درونی آنان را به سرعت و بلافاصله از خود عکس العمل نشان می دهند. اگر مادر به هنگام ورود به مطب پزشک رفتاری کاملا آرام و عادی و چهره ای شاد و خندان داشته باشد و در زمان معاینه کودک، کنار او بماند و حتی دست او را در دست خود داشته باشد، نگرانی کودک به مقدار قابل توجهی کاهش می یابد.

حفظ خونسردی والدین، حتی در مواقعی که پزشک موارد نگران کننده ای را هشدار می دهد، کاملا ضروری است. اگر دقت کرده باشید کودک به هنگام گفت و گوی پزشک با والدین، دائما به چهره مادر نگاه می کند، تا به این ترتیب اضطراب و نگرانی مادر و یا خلاف آن را دریابد. برخی از والدین تصور می کنند که وعده خرید مثلا فلان اسباب بازی می تواند نقش مؤثری در برقراری آرامش و اطمینان خاطر در کودک داشته باشد، حال آنکه بهترین راه حل، رفع ترس و نگرانی از روح کودک از طریق دادن تصوراتی مثبت از کار پزشک است و نیز اینکه کودک را هرگز از آمپول زدن و نزد پزشک بردن، نباید ترساند.

ترس و اضطراب

در کودکان نشانه های اضطراب به صورت اختلالات رفتاری ظاهر می شود که در سنین مختلف  به شکل های متفاوت بروز می کند. تشخیص اضطراب و درمان آن در کودکان و نوجوانان بسیار مهم است، چون شخصیت آنان طی این دوره شکل می گیرد. بسیاری از کودکان زمانی که در شرایط جدیدی قرار می گیرند، دچار اضطراب می شوند و واکنش های متعددی از خود بروز می دهند. از اختلالات اضطرابی شایع در کودکان می توان اضطراب اجتماعی، ترس از مدرسه، اضطراب امتحان و اضطراب جدایی را نام برد.

در کودکان نشانه های اضطراب به صورت اختلالات رفتاری ظاهر می شود که این علایم در کودکان سنین دبستانی بیشتر به صورت ترس، شب ادراری، لکنت زبان و بعضی علایم جسمانی می باشد. مدرسه و پاسخ به معلم در کودکان می تواند ایجاد اضطراب نماید. بدیهی است معاینه و مشاهده کودک و به کار بردن روش های کاهش اضطراب در رفع این علایم مفید خواهد بود.

ترس واکنشی است طبیعی،لازم،مفید و مهم در صورتی که به طور کامل کنترل و به طور منطقی تعبیر شود باعث می شود که شخص در مواجهه با مشکلات بیشتر احتیاط کند. به طور کلی ترس در کودکان را می توان به دو گروه عمده تقسیم کرد:

۱- ترس های طبیعی و لازمه دوران رشد

۲- ترس های نابهنجار (اضطراب)

همه کودکان در چند مقطع سنی در زندگی شان دچار ترس و وحشت می شوند و این معمولا یک بخش طبیعی از رشد آن ها محسوب می گردد. این ترس ها در صورتی غیر طبیعی هستند که به صورت دائمی و به مدت طولانی در کودک باقی بمانند یا ذهن کودک را به طور کامل اشغال کنند، که این ترس در تمام فعالیت های عادی آن ها مداخله داشته و تأثیر می گذارد و اگر کودک نتواند از آن رهایی یابد مبتلا به بیماری تشویش که همان ترس بی مورد و بی اساس است می گردد. انواع شایع ترس های طبیعی در کودکان عبارتند از:

ترس از تاریکی، ترس از شبه حیوانات، ترس از جدایی، غریبی کردن، ترس های انطباقی.

 

منبع:

پرسش و پاسخ در مورد اختلالات رفتاری کودکان،

نویسندگان: ناهیده امیر ناصری، غزاله باقریان، مرجان بیات، آزاده رجب نژاد، لیلا کریمی فرشی، سعیده سادات هراتی،

انتشارات: جهان ادیب و سیناطب

خوابگردی در کودکان؛ علل و راه حل

خوابگردی و حرف زدن در خواب، جزو اختلالات خوش خیم خواب هستند که در هر سنی ممکن است بروز کنند. در سنین کودکی تا بزرگسالی امکان بروز و ادامه این مشکلات وجو دارد. در این مقاله قصد داریم نگاه گذرایی به این اختلال و راه های درمان آن بیندازیم. معمولا کودکان بدون هیچ مشکل و استرس خاصی می خوابند اما در نیمه های شب ممکن است در مرحله خواب عمیق شروع به حرف زدن و یا راه رفتن در خواب کنند. برخلاف تصور اغلب مردم که معتقدند برای افراد خوابگرد اتفاقی نمی افتد و آن ها حین خواب مراقب خود هستند، این گونه نیست و باید مراقب کودکان و بزرگسالان خوابگرد بود و امنیت کامل خانه را تأمین کرد. چه بسیار اتفاق افتاده که در حین خوابگردی کودکان و بزرگسالان در منزل را باز کرده و از منزل خارج شده اند و یا پنجره را باز کرده و دچار مشکل شده اند. بنابراین باید مراقب بود در صورتی که کودکی در منزل دچار این اختلال است، وسایل تیز و برنده از کف اتاق برداشته شود تا کودک در حین خوابگردی دچار هیچ حادثه ای نشود. صحبت کردن در خواب در هر سنی ممکن است دیده شود معمولا حرف زدن در خواب با استرس های روزانه تشدید می شود. روزهایی که کودک استرس بیشتری را تجربه کرده است، امکان دارد دچار خوابگردی و حرف زدن در خواب شود. معمولا صحبت هایی که در حین خوابگردی بیان می شود، مسائل روزمره زندگی است و معمولا افراد اصرار خود را حین حرف زدن در خواب افشا نمی کنند. در اختلال حرف زدن در خواب هم مانند اختلال خوابگردی که در حین مراحل عمیق خواب رخ می دهد، کودک و بزرگسال فردای آن روز خاطره ای از این مسئله به یاد نمی آورد، بنابراین صحبت کردن راجع به این مسئله با کودک که در حین خواب راه می روی و حرف می زنی مشکلی را حل نمی کند. به یاد داشته باشیم خوابگردی و حرف زدن در خواب، اختلال شایعی است که معمولا به درمان های طبی و دارویی نیاز ندارد. در مراحل مربوط به خواب عمیق که دو تا سه ساعت بعد از خواب شروع می شود خوابگردی و حرف زدن آغاز می شود.

با کودک خوابگرد چه باید کرد؟ 

خوابگردی جزو اختلالات خوش خیمی است که مشکلی را برای کودک و بزرگسال ایجاد نمی کند و فقط امن کردن منزل، ضرورت دارد. لزومی به کنترل بچه ها نیست و خوابگردها باید در محیط امنی قرار گیرند تا از بروز حادثه برای آنان جلوگیری شود. معمولا یک دوره کوتاه دارد که به طور دقیق نمی توان مشخص کرد چه مدت طول می کشد اما پس از اتمام دوره فرد به سر جای خود برگشته و می خوابد. در مورد حرف زدن در خواب هم که شامل جیغ زدن و صحبت کردن می شود بعد از اتمام خواب عمیق و شروع مراحل دیگر خواب این اختلال به پایان می رسد. آمار دقیقی در مورد شیوع حرف زدن در خواب و اختلال خوابگردی وجود ندارد اما حرف زدن در خواب شیوع بالاتری دارد. معمولا اختلالات خواب جنبه فامیلی و خانوادگی دارند و در سایر افراد درجه اول نیز ممکن است دیده شود. همان طور که گفتیم، استرس به طور خاص موجب تشدید این اختلال می شود. اگر چند ساعت بعد از خوابیدن، فرزندتان را در حالت خواب و در حین راه رفتن دیده اید تعجب نکنید، چرا که این اختلال در میان برخی کودکان دیده می شود. خوابگردی مسئله ای شایع در بین کودکان است. با این حال اغلب خوابگردها فقط گاهی این کار را انجام می دهند و با رسیدن به سنین نوجوانی معمولا خوابگردی از بین می رود.

خوابگردی؛ چرا و به چه علت؟ 

خوابگردی در بچه ها نسبت به بزرگسالان بسیار رایج تر است چون اغلب خوابگردی ها با بزرگ شدن و رسیدن به سال های اولیه نوجوانی از بین می روند. این مسئله ممکن است در بین نسل ها ادامه پیدا کند.

عوامل دیگری که ممکن است موجب خوابگردی شوند، عبارتنداز :

  • خواب ناکافی؛ محرومیت از خواب یا خستگی یا برنامه نامنظم خواب
  • خواب از هم گسسته
  • بیماری یا تب
  • برخی از داروها
  • استرس (خوابگردی به ندرت به علت یک مشکل روانی یا هیجانی اساسی رخ می دهد)
  • پر بودن مثانه
  • خوابیدن در محیطی شلوغ و پر سر و صدا

چه علائمی وجود دارد؟ 

برخاستن از رختخواب و راه رفتن در اطراف در حال خواب آشکارترین نشانه خوابگردی است ولی خردسالان خوابگرد ممکن است، در خواب صحبت کنند، بیدارشدنشان مشکل باشد، گیج به نظر برسند، وقتی با آن ها صحبت می شود پاسخ ندهند، در رختخواب بنشینند. همچنین چشم های خوابگردها باز است، اما مانند موقع بیداریشان همسان نمی بینند و اغلب فکر می کنند که در اتاق دیگری از منزل هستند یا در مجموع در مکانی دیگر هستند.

۱۴ توصیه به والدینی که کودکشان خوابگرد است: 

– در حال خوابگردی او را بیدار نکنید زیرا این کار ممکن است او را بترساند. در عوض به آرامی او را به طرف رختخوابش راهنمایی کنید.

– نه تنها پنجره ها و درهای اتاق بچه را، بلکه در بقیه اتاق ها را نیز قفل کنید. می توانید از قفل های اضافی یا قفل امنیت کودک هم برای درها استفاده کنید. سوییچ ماشین هم باید همیشه خارج از دسترس این بچه ها باشد.

– برای پیشگیری از سقوط کودک، به او اجازه ندهید در یک تختخواب تاشو یا مرتفع بخوابد.

– چیزهای شکستنی یا تیز را از اطراف بستر بچه دور کنید. اشیای خطرناک را نیز دور از دسترس قرار دهید.

– موانع را از اتاق فرزندتان و سایر اتاق های منزل بردارید تا از سکندری خوردن او جلوگیری کنید، به خصوص اشیاء برنده را از کف اتاق خواب کودک یا اتاق بازی او بردارید.

– درهای حفاظتی در خارج از اتاق فرزندتان و یا در ورودی بالای هر پلکان نصب کنید.

– برای به حداقل رساندن وقایع خوابگردی فرزندتان می توانید با گوش دادن به موسیقی های ملایم یا کاست های آرامش بخش به فرزندتان در هنگام خوابیدن آرامش بخشید.

– یک برنامه خواب و چرت زدن روزانه منظم تنظیم کنید که در آن هم زمان خوابیدن و هم بیدار شدن لحاظ شده باشد.

– زمان خوابیدن فرزندتان را زودتر قرار دهید. این کار می تواند خواب آلودگی مفرط را بهبود بخشد.

– به فرزندتان اجازه ندهید در شب مایعات زیادی مصرف کند و مطمئن شوید که فرزندتان قبل از رفتن به رختخواب دستشویی رفته است.

– از مصرف کافئین در نزدیکی وقت خواب اجتناب کنید.

– مطمئن شوید که اتاق خواب فرزندتان ساکت، راحت، گرم و نرم و مساعد برای خوابیدن است.

– اگر فرزندتان را نیمه شب سرگردان دیدید، وحشت نکنید. او را با آرامش و امنیت به رختخوابش برگردانید.

– والدین، خواهرها و برادرها و اعضای خانواده بهتر است کودکی را که زیاد دچار خوابگردی می شود، دست نیندازند و اذیت نکنند زیرا او نسبت به این رفتار خود هیچ آگاهی ندارد و به طور کلی چیزی به یاد نمی آورد.

اختلال بیش فعالی در کودکان

بیش فعالی یک اختلال رفتاری رشدی است که معمولا کودک توانایی توجه و تمرکز بر روی یک موضوع را نداشته، یادگیری در او کند صورت می گیرد. کودک از فعالیت های بدنی غیر معمول و بسیار بالا برخوردار است. این اختلال با فقدان توجه به فعالیت بیش از حد، رفتارهای تکانشی، یا ترکیبی از این موارد همراه است. این اختلال شایع ترین اختلال رفتاری در سنین کودکی و بلوغ است. انواع آن عبارتست از:

۱- نوع بی توجه و بی دقت

۲- تکانشی

۳- ترکیبی از این دو

شیوع بیش فعالی در پسران بیشتر است تا در دختران. علل ژنتیک، مشکلات بیوشیمیایی مغز، مسمومیت سربی و اشعه X، استرس های مادر در دوران بارداری و برخی مواد غذایی از عوامل ایجاد این اختلال است. درمان های دارویی، رفتار درمانی، رژیم غذایی مناسب و تشخیص به موقع می تواند به بهبود و درمان این اختلال کمک کند. علائم نوع اول بیش فعالی عبارتند از این که کودک نمی تواند روی یک تکلیف خاص تمرکز کند. به جزئیات توجه نمی کند، کارهایش را نیمه تمام انجام می دهد، وسایلش را گم می کند، مشکلات تحصیلی دارد به خصوص عدم دقت در خواندن، نوشتن، ریاضی، حفظ و هجی کردن.

نوع دوم آن نوع تکانشی است. شامل بی قراری، دویدن، عدم توانایی در انجام بازی های آرام، صحبت بیش از حد، پاسخ دادن بدون فکر، عدم توانایی در صبر کردن، و نوبت و … یا ترکیبی از موارد یک و دو. اگر والدین به مدت ۶ ماه در کلیه زمینه ها (به خصوص مدرسه و خانه) علائم فوق را مشاهده کردند باید مشکوک به اختلال شوند و نزد روانپزشک و روانشناس کودک رفته و درمان را شروع کنند. اگر این علائم کمتر از ۶ ماه و فقط در یک موقعیت بروز کند کودک ممکن است شیطنت داشته باشد و بابیش فعالی متفاوت است.

کودکانی که با تشخیص متخصص یا روانپزشک بیش فعالند بهتر است طبق نظر روانپزشک خود دارو مصرف کنند. یکی از درمان های بیش فعالی دارو درمانی است. مثل هر بیماری دیگر. دارو درمان کننده قطعی نیست. یکی از راه های درمانی است. راه های درمان دیگر، تغییرات رفتاری والدین در قبال کودکان بیش فعال است و انجام تمریناتی جهت افزایش تمرکز و توجه کودک است. که این شیوه های درمانی در کنار دارودرمانی معنا پیدا می کند. در واقع درمان بیش فعالی ترکیبی از دارو و روان درمانی ( مشاوره کودک و خانواده) است. بهتر است زمانی که تشخیص بیش فعالی برای فرزندتان داده شد مصرف دارو را طبق نظر پزشک معالج شروع کنید. شروع به موقع دارودرمانی و اقدامات درمانی غیر دارویی دیگر بیماری را بهبود می دهد. اما اگر بیش فعالی درمان نشود در دوران بزرگسالی مشکلات زیادی برای فرد ایجاد می کند که این مسائل روحی- روانی، به فرد و ارتباطات فردی او آسیب می زند. بهتر است درمان از همان مراحل کودکی شروع شود.

منبع:

پرسش و پاسخ در مورد اختلالات رفتاری کودکان،

نویسندگان: ناهیده امیر ناصری، غزاله باقریان، مرجان بیات، آزاده رجب نژاد، لیلا کریمی فرشی، سعیده سادات هراتی،

انشارات: جهان ادیب و سیناطب

تنبیه بدنی کودک

رفتاری که والدین با فرزندان خود در پیش می گیرند، تا حد زیادی تابع رفتاری است که والدین آنها در دوران کودکی با آنها داشته اند. برخی از والدین با این اعتقاد که بچه را با حرف نمی توان تربیت کرد، به کرات از شیوه کتک زدن استفاده می کنند. به نظر نمی رسد که این روش نقش مؤثری در تربیت کودکان داشته باشد، زیرا در موارد بسیاری مشاهده می شود که چنین کودکانی علیرغم تهدید و کتک به رفتارهای ناپسند خود ادامه می دهند.

بررسی های به عمل آمده بر روی نوجوانانی که به جرم اعمال خلاف دستگیر می شوند، نشان می دهد که بسیاری از آنها از دوران طفولیت خود خاطره های تلخ کتک خوردن و نبود آرامش در محیط خانواده را به یاد دارند. اگر واقعا نگران تربیت فرزندانتان هستید، قبل از هر چیز فضایی آرام را برای آنها فراهم کنید. فضایی که کودک در آن عشق و محبت را ببیند و احساس کند که دیگران نیز او را دوست دارند. اگر می خواهید فرزندتان به شما احترام بگذارد، ابتدا شما باید به او احترام بگذارید. حال آنکه کتک زدن خشونت و شقاوت را به او می آموزد و علاوه بر این کودک را در جبهه دفاعی قرار داده و سبب پرخاشگری و لجاجت او می گردد. تنبیه بدنی از عشق و علاقه درونی کودک نسبت به والدین کاسته و به جای آن بغض و کینه را جایگزین می سازد.

یکی از مهمترین نکات تربیتی که بایستی والدین همیشه آن را به خاطر داشته باشند، الگوسازی کودک است. پدر و مادر باید نقش راهنما را در تربیت کودک داشته باشند. تجربه نشان داده است که وارد شدن از راه توصیه و تحسین و تشویق بسیار مؤثرتر از تنبیه بدنی بوده است. برای مثال اگر کودکی نمی خواهد زود بخوابد، تهدید و کتک او را وادار به خوابیدن نخواهد کرد، اما والدین باید با لحنی مهربان و آرام به او بگویند که اگر اصرار بر خوابیدن او دارند دلیلش آن است که او را دوست دارند و می خواهند که همیشه سالم باشد و رشد طبیعی داشته باشد.

بسیار دیده می شود که هنگامی که کودک شیء گران قیمت و ارزشمندی را می شکند، والدین با داد و فریاد و در غالب موارد با کتک زدن سعی در فهماندن اهمیت موضوع به کودک دارند. حال آنکه کودک خود به شدت ناراحت و خودش را در درون سرزنش می کند. گاه آن چنان وحشت زده می شود که حتی احتیاج به دلداری نیز دارد. پدر و مادر می توانند با گفتن جملاتی نظیر (خیلی حیف شد چون این بشقاب را واقعا گران خریده بودیم) همان اثری را که مورد نظرشان است به کودک انتقال دهند. اما در صورتی که بچه بزرگتر است و همه چیز را می فهمد و مثلا با پرت کردن و شکستن اشیاء مختلف سعی در آزار و اذیت والدین دارد (البته باید علت اصلی آن را فهمید و در صدد حل نهایی آن از طریق رفع علت برآمد)، می توانید با خرید مجدد آن شیء با پول قلک اش کودک را متوجه ناپسند بودن عمل او و عواقبی که در پی دارد، گردانید.

– حد و مرزها و بایدها و نبایدها را به تدریج برای کودک مشخص کنید.

– همیشه از جملات خوب و تشویق کننده استفاده کنید.

– آنچه را که می خواهید کودک بفهمد، تکرار کنید و اگر باز هم آن را نفهمید، مرتبا تکرار کنید.

– بیش از حد کودک را محدود نکنید. نکن و دست نزن ها را کمتر کنید اما اگر به کودک می گویید فلان کار را نباید بکنی، در مواقع دیگر نباید نظرتان را عوض کرده و به کودک اجازه انجام آن را بدهید. زیرا بدین ترتیب او هرگز حد و مرزها را نخواهد شناخت.

– اگر فکر می کنید حتما باید کودک را بزنید و این تنها راه است هرگز به سر او و به خصوص وسط سر او نزنید.

– هیچگاه کودک را از گرگ و دیو و چیزهای هولناک نترسانید.

– هرگز کودک را در حضور دیگران سرزنش نکنید و به او لقب (بد بودن)، (شر بودن) و امثال آن را ندهید.

– برای تنبیه کردن کودک او را در اتاق زندانی نکنید، زیرا بدین ترتیب کودک خود را واقعا در یک زندان می بیند.

– از تهدیدهایی که انجام نخواهید داد و اصولا غیر قابل انجامند، استفاده نکنید.

– برای تنبیه کودکان می توانید از راه هایی مانند جریمه کردن او از طریق محروم ساختنش از غذا خوردن (یک وعده) و یا بردن به پارک و امثال آن، در صورتی که واقعا بدان عمل می کنید، استفاده کنید. اما همیشه به یاد داشته باشید که وارد شدن از راه تشویق بسیار مؤثرتر است.

جویدن ناخن

ناخن خوردن نشانه اضطراب و عدم آرامش روحی در کودک است و بیشتر در کودکانی که عصبی و پرخاشگرند، دیده می شود. در این موارد، کودک به محض احساس تشویش و نگرانی، ناخن هایش را به دهان برده و مشغول جویدن آن ها می شود. مشاهده فیلم های ترسناک و هیجان انگیز یا اضطراب و دلهره قبل از امتحان را می توان از جمله این موارد ذکر کرد. در صورتی که کودک معمولا روحیه ای آرام و شاد دارد، این عادت چندان نگران کننده نیست، اما در هر حال، بایستی با در نظر داشتن همه مسائل اطراف کودک دلیل نگرانی و اضطراب او را پیدا کرده و سعی در رفع آن کنند. عواملی نظیر حسادت نسبت به برادر و یا خواهر کوچکتر، اختلاف و دعواهای مکرر پدر و مادر در حضور کودک، ترس از سرزنش و تنبیه، انتظار و توقع بیش از حد والدین از او، مشاهده فیلم های هیجان آور و مملو از خشونت، تقلید از کودکان و همبازی های دیگری که کودک با آن ها تماس دارد، اضطراب و نگرانی ناشی از ناتوان بودن در برابر موفقیت در امتحان و یا مشارکت در بازی کودکان بزرگتر از خود را می توان از جمله مهمترین دلایل تمایل به خوردن ناخن در کودک برشمرد.

کمک والدین برای ترک این عادت:

– تنبیه کردن و تهدید کردن نه تنها موجب ترک عادت ناخن جویدن در او نمی شود، بلکه به دلیل دامن زدن به میزان دلهره و اضطراب او، حتی آن را تشدید نیز می کند.

– به کار بردن روش هایی مانند فلفل زدن و یا پیچاندن باند به دور انگشت نیز مشکلی را حل نخواهد کرد.

– مؤثرترین روش،همان طور که قبلا هم به آن اشاره شد، تشخیص علت اصلی ناآرامی و اضطراب کودک و سعی در بر طرف نمودن آن است.

– در حضور کودک فیلم هایی را که ممکن است احساسات او را با توجه به صحنه های تند و خشن و بیش از حد هیجان انگیز و ماجراجویانه برانگیزد،نگاه نکنید.

– با معلم او تماس بگیرید و در مورد مشکلات احتمالی او در درس هایش سؤال کنید.

– پس از سه سالگی، می توان با زدن لاک بر روی ناخن ها و همچنین جلب همکاری کودک با تشویق و قول خریدن هدیه ای که مورد علاقه اوست (باید به قول داده شده حتما عمل شود)، برای ترک این عادت به کودک کمک نمود.

 

چرا بعضی از بچه ها بد زبان می شوند؟

تربیت کودکان کار سخت و پیچیده ای است که در بسیاری موارد نیازمند مشاوره با متخصصان روانپزشکی کودک و مطالعه کتاب ها و مقالات متعدد است. هر چند که همه کودکان و حتی والدین مثل هم عمل نمی کنند اما بسیاری از مشکلات و اختلالات رفتاری در کودکان راه حل های مشابهی دارند که می توانند تا حد زیادی به والدین کمک کنند.

در این مقاله به بررسی ۲ اختلال شایع در کودکان یعنی گاز گرفتن یا دعواهای کودکانه و بدزبانی پرداخته ایم و راه حل های خوب و کارآمدی برای آن ها ارائه داده ایم. در صورتی که با انجام این راهکارها موفق به تربیت فرزندتان نشدید لازم است حتما با یک مشاور مشورت کنید.

((بچه من بلد نیست با دوست هایش بازی کند. هر بار کنار یک بچه دیگر باشد، بعد از چند دقیقه صدای فریادش بلند می شود و من می دانم که باز کسی را زده یا گاز گرفته است. هر وقت عصبانی باشد اسباب بازی هایش را به دیوار می زند تا آن ها را بشکند و اگر از غذا خوشش نیاید، بشقابش را پرت می کند.(( چه باید بکنم؟

پرخاشگری در کودکان بیشتر بر سر وسایلی است که به آن ها تعلق دارد و دیگران سعی در به دست آوردن آن ها دارند یا اینکه زمانی اتفاق می افتد که سایر کودکان به حرف های او گوش ندهند و بازی را خراب کنند. به هر حال همه ممکن است به دلایلی عصبانی شوند اما باید راه های کنترل آن را نیز یاد بگیرند. البته به ندرت اتفاق می افتد که کودکان بخواهند با عصبانیت شان قصد آسیب رساندن به کسی را داشته باشند؛ با این حال در چنین شرایطی توصیه می شود:

رفتارهای جایگزین را به کودک یاد بدهید:
اگر بچه ای رفتار تهاجمی دارد و نمی تواند عصبانیتش را به شیوه درست نشان دهد، باید یادش بدهید که چه روش هایی می تواند جایگزین کتک زدن یا گاز گرفتن و … شود و به همان خوبی عصبانیت را نشان دهد. از او بخواهید هر وقت عصبانی شد، درباره احساسش حرف بزند تا آرامش پیدا کند.

اگر هنگام بازی دیگران را هل می دهد، از او بخواهید وقتی عصبی شد قبل از اینکه کسی را هل بدهد از یک بزرگتر کمک بخواهد یا دیگر به بازی ادامه ندهد. البته این آموزش باید در موقعیتی که کودک آرام است انجام شود، اگر وقتی کودک عصبانی است بخواهید مهارت کنترل خود را یادش بدهید، نتیجه چندانی نخواهید گرفت.

۲-الگوی بدی نباشید:
اگر نمی خواهید کودک عصبانی تان وسایل خانه را پرت کند و احساسش را سر اسباب بازی ها و کتاب هایش خالی کند، هرگز جلوی چشم او مرتکب رفتارهای مشابه نشوید. اگر شما موقع عصبانیت لیوانی را بشکنید، کودک هم این مجوز را پیدا می کند که اسباب بازی هایش را خرد کند تا نشان دهد عصبانی است.

۳-به موقع نزد مشاور بروید:
اگر دختر یا پسر کوچک شما هر روز و همیشه پرخاشگر است و نمی تواند رفتارهای تهاجمی اش را کنترل کند، شاید نیاز باشد با یک روانشناس یا روانپزشک مشورت کنید تا علت این رفتارها مشخص شود.

۴ -احساس طرف مقابل را برایش توضیح دهید:
درک احساس فرد مقابل یکی از نیازهای اصلی کنترل رفتارهای پرخاشگرایانه در کودکان است. شاید کودک شما تا به حال از سوی یکی از دوستانش گاز گرفته نشده و نمی داند چه حس ناخوشایندی دارد؛ پس در مواقعی که هم او و هم شما آرام هستید، برایش توضیح دهید که کتک زدن، گاز گرفتن، هل دادن دیگران و … چه احساسی را در طرف مقابل ایجاد می کند.

۵ -از رفتار تهاجمی کودک پیشگیری کنید:
قبل از اینکه رفتار تهاجمی کودک در بازی با دیگران بروز کند، جلویش را بگیرید. برای این کار باید به دقت حواستان به جریان بازی فرزندتان با هم سن و سالانش باشد و در مواقع لزوم مداخله کنید تا رفتارهای پرخاشگرایانه فرزندتان به کودک دیگری آسیب نزند.

۶-تنبیه بدنی ممنوع!
وقتی شما فرزندتان را کتک می زنید به او این مجوز را می دهید که برای نشان دادن عصبانیتش دیگران را کتک بزند. فراموش نکنید که شما آینه فرزندتان هستید. علاوه بر اینکه نباید او را تنبیه بدنی کنید، در مواجهه با عصبانیتش هم نباید عصبانی شوید و از کوره در بروید. عصبانی شدن والدین به کودک می آموزد که قدرت و تاثیرگذاری، در رفتارهای پرخاشگرایانه و تهاجمی است.

بدزبانی در کودکان:
تصور کنید که به مهمانی رفته اید و در لحظه خداحافظی، همین که می خواهید لباس های دختر یا پسر کوچکتان را عوض کنید، او شروع به فریاد زدن می کند و حاضر نیست از بازی با دوست هایش دل بکند. شما که از رفتار فرزندتان شرمنده شده اید، سعی می کنید اوضاع را کنترل کنید که بچه یکدفعه شروع به بدزبانی می کند و شما را احمق، بی شعور و …می خواند!
اصلا قابل تصور نیست ولی تعجب نکنید بسیاری از والدین با مشکل بدزبانی کودکشان مواجه هستند و نمی دانند چطور باید این مشکل را رفع کنند. آیا تهدید به فلفل و ریختن روی زبان به شیوه مادربزرگ ها جواب می دهد یا باید بچه را نزد مشاور برد؟

چرا بچه ها بدزبان می شوند؟
بدزبانی و فحش دادن فقط از طریق آموزش و مواجه شدن با این اتفاق در کودکان ایجاد می شود. یعنی فرزند شما در موقعیت بدزبانی قرار گرفته و استفاده از لغات و کلمات زشت یا انواع و اقسام فحش ها را از زبان فرد دیگری آموخته است. موقعیت بدزبانی می تواند شامل یک سریال تلویزیونی باشد که مناسب پدر و مادر است نه کودک یا اینکه ممکن است دوستی در مهد این کار را انجام داده و … البته بدزبانی فقط شامل فحش دادن نمی شود و مواردی مثل صدا زدن بزرگترها با اسم کوچک، تهدید کردن، طعنه زدن، گستاخی و فریاد زدن به جای آرام صحبت کردن را هم باید در گروه بدزبانی قرار داد.

۱-الگوی خوبی باشید:
اگر دوست ندارید فرزندتان با فریاد حرف بزند خودتان هم نباید در برابر او و دیگران، چنین رفتاری داشته باشید. به جای اینکه هر بار وقتی کسی چیزی به فرزندتان می دهد به او بگویید: «یادت رفت تشکر کنی»، خودتان الگوی این رفتار پسندیده برای بچه باشید. وقتی کار کوچکی برایتان انجام می دهد از او تشکر کنید یا اگر می خواهید دختر یا پسر کوچولو استفاده از کلمه جادویی لطفا را یاد بگیرد، خودتان آنقدر این کلمه را در صحبت با کودک و البته دیگران به کار ببرید تا ملکه ذهن او شود.

۲-درست حرف زدن را به او یاد بدهید:
«درست حرف بزن»؛ پدر و مادر بچه های بدزبان صد بار در روز از این عبارت سه کلمه ای استفاده می کنند اما آیا آن ها تا به حال به کودک شان نشان داده اند که دقیقا منظورشان از درست حرف زدن چیست؟ بنابراین اگر می خواهید کودک شما خوش زبان باشد، باید این مهارت را به او آموزش دهید. اگر دلتان نمی خواهد فرزندتان با صدای بلند با شما صحبت کند، باید به او بگویید که فریاد زدن به جای حرف زدن معمولی یک رفتار نادرست است و در خانه شما جایی ندارد.

۳ -جلوی زبانتان را بگیرید:
مهمترین مربیان بدزبانی کودک، پدر، مادر، اطرافیان و تلویزیون هستند. افراد خانواده، غریبه ها و … کلمات زشت یا حرف زدن بی ادبانه را یاد می گیرد، سپس آن را تکرار می کند. انتظار نداشته باشید که وقتی موقع رانندگی و در حضور دختر و پسر کوچکتان، راننده های دیگر را احمق، پشت کوهی و … می خوانید، این کلمه را چند ساعت یا چند روز بعد از زبان او نشنوید


۴
-به کودک احترام بگذارید:
بدزبانی نوعی بازی کسب توجه در کودکان است، پس کافی است از کوره در بروید و واکنش نشان بدهید تا در بازی شریک شده و کودک را به هدفی که داشته برسانید. اگر او داد می زند، شما با عصبانیت جوابش را ندهید و طوری با او رفتار کنید که انگار مهمان شماست. با احترام گذاشتن به کودکان، این رفتار را غیرمستقیم به آنها یاد می دهید.

۵-دور تنبیه را خط بکشید:
تنبیه در اغلب موارد نمی تواند جلوی بدزبانی کودک را بگیرد و بهتر است فقط در مواردی لحاظ شود که رفتار کودک، هم برای خودش و هم دیگران خطرناک و آسیب زا باشد. تنبیه کردن در این مورد یا کودک را جری تر می کند یا ترس را به او یاد می دهد، نه احترام را.

۶-چشمتان را روی بدزبانی کودک ببندید:
یکی از روش های توصیه شده برای مقابله با بدزبانی کودک این است که به طور کامل این حرکت را ندیده بگیرید؛ طوری که انگار اصلا آن حرف زشت را نشنیده اید. وقتی به بدزبانی فرزندتان پاسخ ندهید، به او نشان می دهید که نمی تواند با کلمات یا طرز بیانش شما را تحت تاثیر قرار دهد.

۷-اجازه بدهید در زمان مشخصی کلمه مورد نظرش را تکرار کند:
شنیدن کلمه احمق و … از زبان یک کودک، آزار دهنده است و می تواند باعث شود به خاطر روش تربیتی تان احساس گناه کرده و خودتان را سرزنش کنید که پدر یا مادر خوبی نبوده اید اما حالا می خواهیم اجازه دهید کودک صدها بار در یک بازه زمانی مشخص این کلمه را تکرار کند.
وقتی فرزندتان کلمه ناپسندی را به زبان می آورد، به او بگویید که از این رفتارش متأسفید. سپس یک ساعت زنگ دار کوک کنید و از او بخواهید آنقدر آن کلمه را تکرار کند تا ساعت زنگ بزند؛ البته فراموش نکنید به او یادآوری کنید که بعد از زنگ ساعت اجازه به کار بردن آن را ندارد.